تبليغاتX
زیر آسمان شهر
زیر آسمان شهر

مالکیت آسمان ها رابه نام کسانی نوشته اند که به زمین دل نبسته اند.زمین یا آسمان؟؟؟

به نام آفریننده ی مادر

هرچه کردم نشد.خوب یه موقع هایی نمیشه دیگه!یه موقع هایی اونقدر خودتو کوچیک می بینی که تبریک گفتن هم ازت ساخته نیست چون نمی تونی ذره ای از زندگی رو که بهت دادن جبران کنی.

مادرم  مادران  مادرِ مادران  روزتان مبارک.

نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 17:40 توسط زهرا|

بله،همگی ما می دانیم كه انیشتن این فرمول [e=mc2] را كشف كرد. اما واقعیت آن است كه چیز های كمی در مورد زندگی خصوصی اش می دانیم،خودتان را بااین هشت مورد،شگفت زده كنید!

 1 - اوبا سر بزرگ متولد شد  

وقتی انیشتن به دنیا آمد او خیلی چاق بود و سرش خیلی بزرگ تا آنجایی كه مادر وی تصور می كرد، فرزندش ناقص است،اما او بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه های طبیعی بازگشت.

 2 - حافظه اش به خوبی آنچه تصور می شود، نبود

 مطمئنا انیشتن می توانسته كتابهای مملو از فرمول و قوانین را حفظ كند،اما برای به یاد آوری چیز های معمولی واقعا حافظه ضعیفی داشته است. او یكی از بدترین اشخاص در به یاد آوردن سالروز تولد عزیزان بود و عذر و بهانه اش برای این فراموشكاری، مختص دانستن آن [تولد ]برای بچه های كوچك بود.

 3 - او ازداستانهای علمی-تخیلی متنفر بود

 انیشتن از داستانهای تخیلی بیزار بود. زیرا كه احساس می كرد ،آنها باعث تغییر درك عامه مردم ازعلم می شوند و در عوض به آنها توهم باطلی از چیز هایی كه حقیقتا نمی توانند اتفاق بیفتند میدهد.به بیان او "من هرگزدر مورد آینده فكر نمی كنم،زیراكه آن به زودی می آید. به این دلیل او احساس می كرد كسانی كه بطور مثال بشقاب پرنده ها را می بینند باید تجربه هایشان را برای خود نگه دارند.

 4 - او در آزمون ورودی دانشگاه اش رد شد

 درسال 1895 در سن 17 سالگی،انیشتن كه قطعا یكی از بزرگترین نوابغی است،كه تا كنون متولد شده،در آزمون ورودی دانشگاه فدرال پلی تكنیك سوییس رد شد.در واقع او بخش علوم وریاضیات را پشت سر گذاشت ولی در بخش های باقیمانده، مثل تاریخ و جغرافی رد شد.وقتی كه بعدها از او در این رابطه سوال شد؛ او گفت:آنها بی نهایت كسل كننده بودند، و او تمایلی برای پاسخ دادن به این سوالات را در خود آحساس نمی كرد. هشت موضوع شگفت انگیز از زندگی آلبرت انیشتن، که شما هیچ گاه آنان را نمی دانستید. بله،همگی ما می دانیم که انیشتن این فرمول [e=mc2] را کشف کرد. اما واقعیت آن است که چیز های کمی در مورد زندگی خصوصی اش می دانیم،خودتان را بااین هشت مورد،شگفت زده کنید!

 5 - علاقه ای به پوشیدن جوراب نداشت

 انیشتن در سنین جوانی یافته بود كه شصت پا باعث ایجاد سوراخ در جوراب می شود.سپس تصمیم گرفت كه دیگر جوراب به پا نكند و این عادت تا زمان مرگش ادامه داشت.علاوه بر این او هرگز برای خوشایند و عدم خوشایند دیگران لباس نمی پوشید، او عقیده داشت یا مردم اورا می شناسند و یا نمی شناسند.پس این مورد قبول واقع شدن[آن هم از روی پوشش] چه اهمیتی میتواند داشته باشد؟

 6 - او فقط یكبار رانندگی كرد  

انیشتن برای رفتن به سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه، از راننده مورد اطمینان اش كمك می گرفت. راننده وی نه تنها ماشین اورا هدایت می كرد، بلكه همیشه در طول سخنرانی ها در میان،شنوندگان حضور داشت. انیشتن، سخنرانی مخصوص به خود را انجام می داد و بیشتر اوقات راننده اش، بطور دقیقی آنها را حفظ می كرد. یك روز انیشتن در حالی كه در راه دانشگاه بود، باصدای بلند در ماشین پرسید:چه كسی احساس خستگی می كند؟ راننده اش پیشنهاد داد كه آنها جایشان را عوض كنند و او جای انیشتن سخنرانی كند،سپس انیشتن بعنوان راننده او را به خانه بازگرداند.عدم شباهت آنها مسئله خاصی نبود.انیشتن تنها در یك دانشگاه استاد بود، و در دانشگاهی كه وقتی برای سخنرانی داشت، كسی او را نمی شناخت و طبعا نمی توانست او را از راننده اصلی تمییز دهد.او قبول كرد، اماكمی تردید در مورد اینكه اگر پس از سخنرانی سوالات سختی از راننده اش پرسیده شود، او چه پاسخی خواهد داد، در درونش داشت.به هر حال سخنرانی به نحوی عالی انجام شد، ولی تصور انیشتن درست از آب در آمد.دانشجویان در پایان سخنرانی انیتشن جعلی شروع به مطرح كردن سوالات خود كردند.در این حین راننده باهوش گفت "سوالات بقدری ساده هستند كه حتی راننده من نیز می تواند به آنها پاسخ گوید"سپس انیشتن از میان حضار برخواست وبه راحتی به سوالات پاسخ داد،به حدی كه باعث شگفتی حضار شد.

 7 -الهام گر او یك قطب نما بود

 انیشتن در سنین نوجوانی یك قطب نمابه عنوان هدیه تولد از پدرش دریافت كرده بود.وقتی كه او طرز كار قطب نما را مشاهده می نمود، سعی می كرد طرز كار آن را درك كند. او بعد از انجام این كار بسیار شگفت زده شد.بنابر این تصمیم گرفت علت نیروهای مختلف در طبیعت را درك كند.

 8 - راز نهفته در نبوغ او

 بعد از مرگ انیشتن در 1955 مغز او توسط توماس تولتز هاروی برای تحقیقات برداشته شد.اما اینكار بصورت غیر قانونی انجام شد. بعدها پسر انیشتن به او اجازه تحقیقات در مورد هوش فوق العاده پدرش را داد.هاروی تكه هایی از مغز انیشتن را برای دانشمندان مختلف در سراسر جهان فرستاد. از این مطالعات دریافت می شود كه مغز انیشتن در مقایسه با میانگین متوسط انسانها،مقدار بسیار زیادی سلولهای گلیال كه مسئول ساخت اطلاعات هستند داشته است.همچنین مغز انیشتن مقدار كمی چین خوردگی حقیقی موسوم به شیار سیلویوس داشته، كه این مسئله امكان ارتباط آسان تر سلولهای عصبی را بایكدیگر فراهم می سازد.علاوه بر اینها مغز او دارای تراكم و چگالی زیادی بوده است و همینطور قطعه آهیانه پایینی دارای توانایی همكاری بیشتر با بخش تجزیه و تحلیل ریاضیات است.

نوشته شده در جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 18:52 توسط زهرا|

آئینهً اندیشه نمایی تو معلم

بخشنده ترین بعد ِ خدایی تو معلم

در رهگذر ِ شب زدگان مشعل ِ نوری

بر گمشدگان ً راهنمایی تو معلم

از طایفهً علمی و از مردم ِ ایثار

افرشتهً بی چون وچرایی تو معلم

بر لوح ِ سخن سنجی ِ تو حرف ِ کجی نیست

عاری ز ِ کژی ها و خطایی تو معلم

ما کودک ِ کم تجربهً طالب ِ علمیم

بر چشم ِ طلب پرده گشایی تو معلم

در حافظهً زیرک ِ دیروز ِ زمانه

جاوید ترین رمز بقایی تو معلم

ای مالک ِ گنج ِ هنر و دانش و تقوا

ازتهمت ِ ایام رهایی تو معلم

بر خامشی ِ نان صفت ِ نسل ِ حقارت

آزاده ترین بانگ ِ رسایی تو معلم

معمار مرمتگر ِ اذهان ِ کج اندیش

کج بین شدگان را تو دوایی تو معلم

چونت بسرایم که سزاوار ِ تو باشد

کان ِ کرم و کاخ ِ صفایی تو معلم 



روز معلم بر همه ی معلمان مبارک باد.

نوشته شده در شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 18:0 توسط زهرا|

از گابريل گارسيا ماركز مي پرسند اگه بخواي يه كتاب صد صفحه اي در مورد اميد بنويسي، چي مي نويسي؟ مي گه 99 صفحه رو خالي مي ذارم. صفحه ي آخر سطر آخر مي نويسم اميد آخرين چيزي است كه مي ميرد .


بعضي فکر مي کنند منصفانه نيست که .خدا کنار گل سرخ خار گذاشته است .بعضي ديگر خدا را ستايش مي کنند که کنار خارها گل سرخ گذاشته است.


وقتي يه سيب گاز ميزني و يک کرم درسته ميبيني زياد ناراحت نشو، چون ممكن بود يه سيب گاز بزني و يه كرم نصفه ببيني--- شكسپير


هر عادتي در ابتدا مانند يک نخ نازک است. اما هر بار که يک عمل را تکرار مي کنيم ما اين نخ را ضخيم تر مي کنيم و با تکرار عمل نهايتاً اين نخ تبديل به طناب ضخيم و بلندي ميشود که براي هميشه به دور فکر و عمل ما مي پيچد


مهم اين نيست كه قشنگ باشي ، قشنگ اينه كه مهم باشي! حتي براي يك نفر


سه چيز در زندگي هيچگاه باز نمي گردند:زمان، کلمات و موقعيت ها سه چيز در زندگي هيچگاه نبايد از دست بروند:آرامش، اميد و صداقت سه چيز در زندگي هيچگاه قطعي نيستند:رؤيا ها ، موفقيت و شانس سه چيز در زندگي از با ارزش ترين ها هستند:عشق، اعتماد به نفس و دوستان


نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 0:55 توسط زهرا|

چند روزیه که دارم زيباترين جملات را براي امروز کنارمي گذارم، امشب اما همه جملات فرار کرده اند، همينطور بي وزن و بي هوا آمدم بگويم
.
.
.
.
.
.

.فاطمه جونم تولدت مبارک.

تصاویر زیباسازی نایت اسکین

تصاویر زیباسازی نایت اسکین

نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت 1:9 توسط زهرا|

دنيا مانند پژواك اعمال و خواستهاي ماست. اگر به جهان بگويي: ”سهم منو بده...“ دنيا مانند پژواكي كه از كوه برمي گردد، به تو خواهد گفت: ”سهم منو بده....“ و تو در كشمكش با دنيا دچار جنگ اعصاب مي شوي. اما اگر به دنيا بگويي: ”چه خدمتي برايتان انجام دهم؟...“ دنيا هم بتو خواهد گفت: ”چه خدمتي برايتان انجام دهم؟...“!!
هر كس به ديگري زياني برساند و يا ضربه اي به كسي بزند، بيشترين زيان را خود از آن خواهد ديد، چرا كه هركس در دادگاه عدل الهي در برابر اعمال نارواي خودش مسؤول است.
به هر كاري كه دست زديد، نياز به خداوند و خدمت به مردم را در نظر داشته باشيد، زيرا اين شيوه ي زندگي معجزه آفرينان است.
تنها راه تغيير عادتها، تكرار رفتارهاي تازه است. درستكارترين مردم جهان، بيشترين احترام را بسوي خود جلب شده مي بينند، حتا اگر آماج بيشترين بدرفتاريها و بي حرمتيها قرار گيرند.
براي آغاز هر تحول در خود، ابتدا منبع توليد ترس و نفرت را در وجود خود شناسايي و ريشه كن كنيد. از مهم ترين كارهايي كه به عنوان يك آدم بزرگ مي توانيد انجام دهيد اينست كه گهگاه به شادماني دوران كودكي برگرديد.
درون تو مشتي گوشت قرمز است كه ديدنش تو را با خودت مواجه نمي كند. تو لابلاي آن گوشتهاي قرمز درونت نيستي. آنجا را نگرد. خودت را در آرزوهايت خواهي يافت.
اگر مختاريد كه بين حق به جانب بودن و مهرباني يكي را انتخاب كنيد، مهرباني را انتخاب كنيد.
نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 11:21 توسط زهرا|

جملات زیبا گیله مرد
نوشته شده در شنبه نوزدهم فروردین 1391ساعت 19:38 توسط زهرا|

عشق یعنی معنی بالا بلند
عشق یعنی دوری از هر دام و بند

گر که خواهی عشق را معنی کنم
بحر باشم بایدت باشی چو نم 

عشق یعنی آتش اندر جان شدن
سوختن در آتش و درمان شدن

عشق یعنی ناله های فاطمه 
خطبه خواندنهای او بی واهمه

عشق یعنی در تب و تاب علی
نام مولا بر زبان راندن جلی

عشق یعنی ماجرای کوچه ها
دانی آیا بر سرش آمد چه ها

فاطمه معنای عشق برتر است
ذوب در مولا و میرش حیدر است

فاطمه دستش بدامان علیست
عشق بازیهای زهرا منجلیست

عشق یعنی جان نثاری پشت در
از پی مولا دوید آسیمه سر

دست مولا را به هم پیچیده دید
از پی مولا و عشق خود دوید

گفت مولایم رهانیدش ز بند
روبهان حیله گر گیرید پند

بر سر پیمان خود جان را نهاد
هر چه جانانش بگفت آنرا نهاد

گفتش او جانم چه باشد بهر یار
میکنم قربانیش دار و ندار

عشق یعنی عشق زهرا و علی
جان یکی اندر دو قالب تن گلی

اینچنین مولای من تعلیم داد
درس عشق اندر نهاد من نهاد

نام زهرا دین و هم دنیای ماست
عشق پاکش آخرین سودای ماست

اول و آخر رضای فاطمه

منتهای آرزوی ماهمه
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 17:20 توسط زهرا|

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با اینکه خیلی بدم من را log off نمی کند.

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همه چیز من را می داند ولی SEND TO ALLنمی کند.

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه می گذارد هر جایی که می خواهم Invisibelبروم.

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه جزء friend هام می ماند و من را deleteو ignore نمی کند.

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه اجازه، undo کردن را به من می دهد.

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه آن من را install کرده است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچ وقت به من پیغام the line busy نمی دهد.

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه اراده کنم، ON می شود و من می توانم باهاش حرف بزنم.

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه دلش را می شکنم، اما او باز من را می بخشد و shout down ام نمی کند.

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه password اش را هیچ وقت یادم نمی رود، کافیه فقط به دلم سر بزنم.

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه تلفنش همیشه آنتن می دهد.

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه شماره اش همیشه در شبکه موجود است.

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچ وقت پیغام no response to نمی دهد

خدا را دوست دارم ، بخاطر اینکه وسط حرف زدن نمی گوید، وقت ندارم، باید بروم یا دارم با شخص دیگری حرف می زنم.


نوشته شده در یکشنبه سیزدهم فروردین 1391ساعت 18:53 توسط زهرا|

باز هفت سين سرور

ماهي و تنگ بلور

سکه و سبزه و آب

نرگس و جام شراب

باز هم شادي عيد

آرزوهاي سپيد

باز ليلاي بهار

باز مجنوني بيد

باز هم رنگين کمان

باز باران بهار

باز گل مست غرور

باز بلبل نغمه خوان

باز رقص دود عود

باز اسفند و گلاب

باز آن سوداي ناب

کور باد چشم حسود

باز تکرار دعا

يا مقلب القلوب

يا مدبر النهار

حال ما گردان توخوب

راه ما گردان تو راست

باز نوروز سعيد

باز هم سال جديد

باز هم لاله عشق

خنده و بيم و اميد

عید شما مبارک

نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390ساعت 0:0 توسط زهرا|



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت